Short story about a child saved his dad

Chris is only five years old, but he is a hero. He saved his dad’s life. Here is the story.

Dad was lying on the couch. Chris wanted his dad to play with him. He shook Dad. He talked to Dad. Dad would not wake up.

Mom was at work. Chris was alone. He became afraid. He called 911. Chris said, “My dad will not wake up. I need help.” The officer said, “I will send help. Please talk to me until they come.”

The rescue team came for Dad. They saw that he was very sick. They took him to the hospital. Dad stayed in the hospital for a week. Then he went home. Dad is feeling better. He gives Chris a hug. He thanks Chris for calling 911.

ترجمه ی داستان کوتاه انگلیسی درباره ی کودکی که پدرش را نجات می دهد

کریس پسر پنج ساله ایست که به دلیل نجات دادن پدرش از مرگ یک قهرمان تلقی می شود. روزی پدر کریس روی کاناپه دراز کشیده بود و کریس برای بازی کردن با پدرش می خواست او را بیدار کند. اما او بیدار نمی شد و ....

 

برای دسترسی به دروس بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید.

گرامر صفر تا صد زبان انگلیسی

لسنینگ از مبتدی تا پیشرفته

لغات زبان انگلیسی به تفکیک موضوع

درک مطلب از سطح مبتدی تا پیشرفته

تمامی موضوعات آیلتس اسپیکینگ پارت یک، دو و سه همراه با جواب

 

لینک های مرتبط

گرامر درباره ی پیشنهاد، قول، تصمیم با (Will , Won’t)

گرامر درباره ی زمان گذشته ی ساده

گرامر درباره ی گذشته ی استمراری، سوالی کردن و منفی کردن

کلمات مربوط به مشکلات سلامتی

کلمات مربوط به آسیب دیدگی جراحت

لسنینگ درباره ی تصادف ماشین و شکستگی

لسنینگ درباره ی مشکلات سلامتی

درک مطلب درباره ی سکته ی قلبی

درک مطلب درباره ی سرما خوردگی

درک مطلب درباره ی سکته قلبی و راه های جلوگیری از آن

لغت ها /12 لغت جدید
Couch
کاناپه
Until
I was working Until midnight
تا
من تا نیمه شب مشغول کارکردن بودم.
Lie
I promise I will never Lie to you again.
دروغ گفتن
.قول میدم که دیگه به تو دروغ نگم
afraid
I'm not afraid of failing and I will continue to try.
ترسیدن
.من از شکست نمیترسم وبه تلاش کردن ادامه میدهم
rescue team
تیم نجات
hospital
I am a nurse in the hospital.
بیمارستان
.من در بیمارستان یک پرستار هستم
Hero
My father was a real Hero.
قهرمان
.پدر من یه قهرمان واقعی بود
Story
I think I heard that Story once.
داستان
.فکر کنم این داستان رو یکبار شنیده ام
a hug
بقل کردن
shook
تکان دادن
lying
روی زمین افتاده
took
بردن
سوالات
Question No. 1/5

Chris saved his father’s life.

Question No. 2/5

Chris called 911 because his father asked him

Question No. 3/5

When he called 911 he started to cry

Question No. 4/5

The rescue team took dad and Chris to hospital

Question No. 5/5

Dad stayed in hospital for seven days

نظرات کاربران

ماژیک فسفری

با استفاده از ماژیک فسفری می توانید کلمات و بخش های مهم را برای خود علامت گذاری نمایید و هنگام پاسخ به آزمون از آنها استفاده کنید. برای از بین بردن بخش های رنگی دوباره روی آن کلیک نمایید.

دفترچه یادداشت

هر تعدادی که دوست دارید دفترچه یادداشت ایجاد کنید و نکات مهم را در آن بنویسید.
برای استفاده از دفترچه یادداشت بر روی قسمتی از درس یا آزمون که می خواهید در آنجا نکته ی مهمی را قرار دهید کلیک نمایید.سپس در آن قسمت یک دفترچه یادداشت جدید ایجاد میشود و با کلیک بر روی آن می توانید بازش کنید و نکته های مهم را بنویسید.