لغات مهم 504 درس چهل یک

آموزش گام به گام کتاب 504 لغت ضروری به همراه آزمون و تلفظ دقیق دیکشنری آکسفورد درس چهل و یکم

Word

Meaning

Explanation

Meaning

Complacent

از خود راضي

Pleased with oneself; self-satisfied

خوشحال با خودش؛ خودمختار

Wasp

زنبور

An insect with a slender body and powerful sting

حشره اي با بدني باريک و کشيده و نيشي قوي

Rehabilitate

بازسازی

Restore to good condition; make over in a new form; restore to former standing, rank, reputation, etc.

به وضعيتي خوب باز گرداندن، به جايگاه، مقام يا شهرت قبلي برگرداندن

Parole

قول شرف

Word of honor; conditional freedom; to free (a prisoner) under certain conditions

قول شرف، آزادي مشروط، (يک زنداني) را تحت شرايط خاصي آزاد کردن

Vertical

عمودی

Straight up and down with reference to the horizon, for example, a vertical line

مستقيم از بالا و پايين مثلاً خط عمودي

Multitude

يک جماعت

A great number; a crowd

تعداد زياد، يک جماعت

Nominate

 

نامزد کردن

Name as a candidate for office; appoint to an office

به عنوان نامزد يا منصب مشخص کردن، براي پست دفتري منصوب کردن

Potential

بالقوه

Possibility as opposed to actuality; capability of coming into being or action

امکان در مقابل واقعیت؛ توانایی در حال ظهور یا عمل

Morgue

بایگانی راکد

Place where bodies of unknown persons found dead are kept; the reference library of a newspaper office

مکاني که در آن اجساد افراد ناشناسي که مرده يافت ميشوند نگهداري ميشود، کتابخانه مرجع يک دفتر روزنامه

Preoccupied

درگير، مشغول

Took up all the attention

درگير، مشغول

Upholstery

 

روکش

Coverings and cushions for furniture

روکشها و رويه هاي مبل

Indifference

بی تفاوتی

Lack of interest, care, or attention

عدم علاقه، دقت يا توجه

 

 

Sentence

Meaning

Senator Troy denounced the complacent attitude of the polluters of our air.

سناتور «تروي» نگرش خودخواهانهي آلوده کنندگان هوا را محکوم کرد.

How can you be complacent about such a menace?

شما چطور ميتوانيد نسبت به چنين تهديدي بي توجه باشيد؟

I was surprised that Martin was so complacent about his brief part in the play.

تعجب کردم از اينکه «مارتين» به خاطر نقش مختصرش در نمايش اينقدر خشنود بود.

When the wasps descended on the picnic, we ran in all directions.

وقتي زنبورها به سمت ما در پيک نيک سرازير شدند، ما هر کدام به سويي فرار کرديم.

A swarm of wasps attacked us as we were reclining on the porch.

همينطور که در ايوان دراز کشيده بوديم فوجي از زنبورها به ما حمله کردند.

The piercing sting of a wasp can be very painful.

نيش سوراخ کننده زنبور ميتواند بسيار دردناک باشد.

The old house was rehabilitated at enormous expense.

خانه ي قديمي با هزينهي هنگفتي بازسازي شد.

The former criminal completely rehabilitated himself and was respected by all.

جنايتکار سابق کاملاً آبروي از دست رفتهي خود را باز گرداند، و مورد احترام همگان واقع شد.

This wing of the house must be rehabilitated promptly, as there is a danger it will collapse.

اين سمت خانه بايد فوراً بازسازي شود، زيرا خطر فروپاشي آن وجود دارد.

The judge paroled the juvenile offenders on condition that they report to him every three months.

قاضي متخطيان جوان را به شرطي آزاد کرد که هر سه ماه يک بار به او مراجعه کنند.

Since the prisoner has been rehabilitated, his family is exploring the possibility of having him paroled.

از آنجايي که زنداني اصلاح شده است خانواده اش در حال بررسي امکان آزادي مشروط او هستند.

The fugitive gave his parole not to try to escape again.

زنداني فراري قول شرف داد که ديگر سعي نکند فرار کند.

It wasn’t easy to get the drunken man into a vertical position.

سرپا نگه داشتن مرد مست کار دشواري بود.

The way to vote for your candidate is to pull the lever from the horizontal position to the vertical position.

شيوه ي رأي دادن به نامزد انتخاباتي خود، اين است که اهرم را از حالت افقي به حالت عمودي تفيير دهي.

A circle surrounding a vertical line that ends in an inverted V is the well-known peace symbol.

دايره محاطي بر يک خط عمودي که به حرف وارونه V منتهي ميشود، نماد مشهور صلح است.

A multitude of letters kept pouring into the movie idol.

نامه هاي بيشماري براي ستاره سينما ارسال ميشد.

The fleeing culprit was pursued by a fierce multitude.

مجرم فراري ، توسط جماعت خشمگيني تحت تعقيب بود .

Flood victims were aided by a multitude of volunteers.

جمع کثيري از داوطلبان به قربانيان سيل کمک کردند.

Three times Bryant was nominated for office but he was never elected.

“برايانت” سه بار براي اين منصب نامزد شد اما هرگز انتخاب نشد.

The president nominated him for Secretary of State.

رئيس جمهور وي را براي وزارت امور خارجه نامزد کرد.

Though Danny was nominated last, he emerged as the strongest candidate.

اگرچه «دني» به عنوان آخرين نفر نامزد شد، اما به عنوان قويترين نامزد ظاهر شد.

Mark has the potential of being completely rehabilitated.

“مارک” اين توانايي را دارد که کاملاً بازسازي شود.

The coach felt his team had the potential to reach the finals.

مربي تصور کرد تيمش توانايي رسيدن به مسابقات نهايي را دارد.

Destroying nuclear weapons reduces a potential threat to human survival.

از بين بردن سلاحهاي هستهاي، تهديد احتمالي بقاء بشر را کاهش ميدهد.

There is a slender chance that we can identify the body in the morgue.

احتمال ضعيفي وجود دارد که بتوانيم جسد داخل سردخانه را شناسايي کنيم.

Bodies in the morgue are preserved by low temperatures.

اجساد داخل سردخانه در دمايي پايين نگهداري ميشوند.

In the morgue of the New York Times there are biographies of most famous people.

در آرشيو مجله «نيويورک تايمز» زندگينامه هاي معروفترين شخصيتها وجود دارد.

Getting to school in time for the test preoccupied Judy’s mind.

به موقع رسيدن به مدرسه براي امتحان، ذهن «جودي» را به خود مشغول کرد.

My boss is always preoccupied with ways of cutting down on the workers lateness.

رئيس من هميشه ذهنش درگير شيوه هاي کاهش تاخير کارمندان است.

Charity cases preoccupied Mrs. Reynaldo’s attention.

امور خيريه تمام توجه خانم «رينالدو» را به خود مشغول کرد.

Our old sofa was given new velvet upholstery.

به کاناپه ي قديميمان روکش مخمل جديدي داده شد.

The Browns upholstery was so new that we were wary about visiting them with the children.

رومبليهاي خانواده «براون» آنقدر جديد و نو بود که مراقب بوديم با بچه ها به ديدن آنها نرويم.

One hundred eighty-five dollars was the estimate for changing the upholstery on the dining-room chairs.

برآورد تعويض روکش صندلي هاي اتاق ناهارخوري صد و هشتاد و پنج دلار بود.

Allen’s indifference to his schoolwork worried his parents.

بي توجهي «آلن» به تکاليف مدرسه، والدينش را نگران نمود.

It was a matter of indifference to Bernie whether the story circulating about his engagement was true or not.

براي «برني» موضوع بيا هميتي بود، که آيا داستاني که درباره ي نامزدي اش پخش شده است حقيقت دارد يا نه.

My father could not refrain from commenting on Linda’s indifference toward her brothers tears.

پدرم نتوانست از اظهار نظر پيرامون بي اعتنايي «ليندا» نسبت به اشکهاي برادرش اجتناب کند.

 

آغاز دوره های آنلاین آموزش زبان توسط استاد خصوصی

اینجا کلیک کنید
نظرات کاربران

ماژیک فسفری

با استفاده از ماژیک فسفری می توانید کلمات و بخش های مهم را برای خود علامت گذاری نمایید و هنگام پاسخ به آزمون از آنها استفاده کنید. برای از بین بردن بخش های رنگی دوباره روی آن کلیک نمایید.

دفترچه یادداشت

هر تعدادی که دوست دارید دفترچه یادداشت ایجاد کنید و نکات مهم را در آن بنویسید.
برای استفاده از دفترچه یادداشت بر روی قسمتی از درس یا آزمون که می خواهید در آنجا نکته ی مهمی را قرار دهید کلیک نمایید.سپس در آن قسمت یک دفترچه یادداشت جدید ایجاد میشود و با کلیک بر روی آن می توانید بازش کنید و نکته های مهم را بنویسید.